کلماتم همه مجروحِ تو هستند ای عشق…

یا لطیف”

تابستان هم تمام شد با روزهایی پر حوصله و سر صبر و پر از مهربانیهای تازه و روشن..گاهی غمگین بود این دخترک شعرهایم و گاهی آرامشش آنقدر وسیع بود که رهایم می کرد در ساده ترین مصراعهای سفری سبز در سطرهای کاغذ بی خط…

1:

زیبایی او به یک غزل می‌ماند/ چشمش همه جا دستِ مرا می‌خواند/ من هر چه  که می‌نویسم این‌جا با عشق/ تقدیم به آن کس که خودش می‌داند! / سعید ربیعی

۳ دیدگاه برای “کلماتم همه مجروحِ تو هستند ای عشق…”

  1. دلبرک گفته:

    من از تموم شدن روزهای پر صبر و حوصله ی تابستون خرسندم !!
    عاشقی به تابستون و روزهاش نمیاد !

  2. SEYED ROOHOLLAH LATIFI گفته:

    سلام
    سركار خانم سولماز مولايي عزيز
    باز هم منو به ياد گذشته انداختيد
    يادش بخير ياد همه ي در كنار هم بودناي شعري و ادبي
    ياد همه بچه هاي دوست داشتني
    دلم براي اوون موقع ها خيلي تنگ شده
    دلم براي همه بچه هاي مهربون و دوست داشتني با هم بودن ها لك زده
    حيف كه ما بزرگ ميشيم و فاصله ها هم چند برابر اوون بيشتر
    ايميلم رو برات گذاشتم دوست داشتي به ياد گذشته جواب سلاممون رو بده

    به همه ي دوستان سلام برسون
    يا علي

  3. تازه وارد گفته:

    سولماز خانم سلام خوبید؟ مامان چطورند؟ خیلی وقته ازتون خبر ندارم ایشالله همیشه شاد و سالم و موفق باشید. به مامان سلام فراوان برسانید.
    قربانت
    تازه وارد

دیدگاهی بنویسید